• وبلاگ : ماهي
  • يادداشت : روز چهارم خود اهواز
  • نظرات : 0 خصوصي ، 1 عمومي
  • پارسي يار : 0 علاقه ، 0 نظر

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    من از همون اول مطمئن بودم قضيه? محمد امين الکيه:دي

    پاسخ

    مي‌دونم، به زهرا و توي گروه هم گفتم که اصلا باورم نمي‌شد همون چند نفر چرا اينقدر تعجب کردن. واقعاً فکر نمي‌کردم تا اينجا هم باور کنن. اما بعدش کلي عاشقش شدم اونم مي‌خواست همش باهام بازي کنه، چون دعوت بوديم بايد مي‌رفتيم و ديگه نديدمش برا يهمين هر لحظه دارم مي‌گم محمدامينم کجاست